بازم بنزین و...
تقویم را که ورق میزدم تو چند روز گذشته تو مهر ماه دو روز به معلولین اختصاص یافته بود، یه روزش روز ناشنوایان و یه روز هم برای نابینایان.
تلویزیون چند دقیقه ای راجع به این معلولان حسی، با مسئولان مربوطه گفتگو کرد و برخی از روزنامه ها هم چند خطی نوشتندو... البته سال بعد نیز این داستان ادامه پیدا خواهد کرد و هیچ مشکلی از این انسان ها حل نخواهد شد که هیچ، بلکه روز به روزم اضافه خواهد شد!
اصلا اینجا جهان سوم است و قرارهم نیست اوضاع بهتر شود. آیا مگر انسانهایی که چهار ستون بدنشان کاملا سالم است کاراشون روبراه تر شده که من اینچنین انتظاری را داشته باشم که (disable) های این جامعه هم اوضاع شون بهتر بشه؟زهی خیال باطل!!
بچه که بودم یادمه اوایل جنگ چقدر دلمون برای خوردن برنج تنگ میشد.آخه برنج کوپنی بود و هر چند ماه یه بار کوپن اعلام میکردند.پدر و مادر ها هم برای گرفتن همین آذوقه جیره بندی(کره ،روغن،پنیر ،برنج و مرغ و گوشت و...)ساعت ها تو صف وای می ایستادند تا ۲ کیلو برنج بسیار بی کیفیت خارجی بگیرند و خدا رو شکر کنند که زن و بچه شون شب گرسنه نمی خوابند! به هر خونواده روزی جند لیتر نفت و گازوئیل میدادند و همه برای صرفه جویی در مصرف سوخت تو یه اتاق می خوابیدند! شب ها خاموشی بود، یا برق جیره بندی میشد و یا تو بمباران هوائی میگفتند چراغ ها رو خاموش بکنید که هواپیما های دشمن نتونن شهر رو تشخیص بدند!؟ کابوس بمباران و موشک باران ،صدای پدافند هوائی امونمون را بریده بود.لامصب صدام هم اغلب دستور بمباران شهر ها را زمستون ها میداد! خوب یادمه وقتی موقع بمباران هوائی، همه تو پناهگاه عمومی جمع میشدند یکی دعا میخوند، دیگری فش میداد،یکی هم خودشو می باخت! همه یک رادیو ترانسیستوری بغل گوششون بود تا که آژیر وضعیت سفید رو بشنوند. در میان صدای پدافند هوائی ناگهان چند صدای مهیبی می اومدکه ناشی از اصابت بمب بود.اگه خیلی شدید بود همه داد میزدند که به نزدیکی ها اصابت کرده و... جالب این که مردم عادت کرده بودند بعد ازشنیدن صدای بمب خیالشون راحت باشه چون مار ها نیششون رو زده بودند و تا چند ساعت بعد دیگر کاری نداشتند! بعد خروج از پناهگاه ،همه از هم مپرسیدند کجا بمب خورده و سپس شنیدن شدن صدای آژیر آمبولانس ها و آتش نشانی ها و ....
از وقتی بنزین جیره بندی شد همه اش به یاد اون روزا می افتم. اون روزا از بازار که رد میشدی میشنیدی که برخی میگن (کوپن کوپن کوپن) الان هم تو پمپ بنزین میبینی به نوعی میگن بنزین بنزین...
هی تلویزیون رو که باز میکنی از ستاد تبصره ۱۳ میگه. آقایون! من و امثال من از حمل و نقل عمومی نمیتونیم استفاده کنیم.تاکسی ها دربستی میگیرند و آژانس ها به خاطر بنزین کرایه شون رو چند برابر کردند. چرا باید هزینه رفت و آمدم چند برابر بشه؟مگه در آمدم رفته بالا؟ تارگی ها می خوان لطفی کنند و بنزین خاص به معلولین بدند اما مگه تمام معلولین خود و خانوادشون ماشین شخصی دارند؟ کی ضررهای من را جبران خواهد کرد؟؟
من کارشناس نیستم اما اگه مصرف بنزین بالا بود عیب از کارخونه های سازنده اتومبیل تون هست که انحصارا دست خودتونه نه شهروندانتون! اگه بنزین قاچاق میشد عیب از ناتوانی نیروهای انتظامی تون بود نه رانندگان! اگر تو این همه سال بجای صرف هزینه های گزاف برای استحصال انرژی از داخل پروتون ها و نوترون ها، چند پالایشگاه بنزین میساختید الان صادر کننده هم بودیم.
تو قسمتی از سریال زیبای مدار صفر درجه، لوکیشنی بود که متفقین پس از اشغال ایران، تو خیابون های تهران رژه میرفتند دکتر پارسا که از پنجره اونا رو میدید گفت: وا اسفا! خدایا! آخه چرا باید مردم اینقدر زجر بکشند...
آهنگ زیبای این سریال را از اینجا میتونید دانلود کنید.
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=44028
| لینک |
چهارشنبه، 2 آبان، 1386 - فرهاد |
