رستوران و ...
بوی قلیون میوه ای،چائی و سیگار به همراه بوی غذا محوطه سالن رو پر کرده بود صدای تند موسیقی با همهمه و خنده ها و شیطنت های دختر و پسرها در هم آّمیخته بود. مشغول مکالمه تلفنی بودم که احساس کردم صداهای محیط یهو آروم شد و نگاه ها به طرف در خیره شد دقت که کردم دیدم دختری عصا بدست همراه پسری که به نظر فلج مغزی میومد آروم آروم و از پله ها پائین میان.صاحب رستوران در حالیکه صندلی خای نبود فورا پا شد و در وسط های رستوران براشون جا باز کرد.سرم را به همه جا چرخوندم چند لحظه نه پکی به سیگارها زده میشد و نه دود قلیانی از دهن خارج میشد و نه دستی یواشکی بدنی را لمس میکرد!
نگاه های سنگین دست از سر اونا حتی موقع غذا خوردنشون بر نداشته بود. پسره رو حرکات دستش کنترل کافی نداشت و لرزش دستش غذا را از قاشق به اطراف میپراند و گاهی آب دهانش هم جاری میشد اما دختر تنها معلولیت در پا داشت . چون زاویه دید من طوری بود که بخوبی اونا رو میدیدم و اونا منو نه ، کاملا رفتار مردم عادی به همنوع های معلولم را زیرر نظر داشتم. کنار میز بغل اونا دختر و پسری و با تیپ و پوشش آنچنانی مشغول خوردن غذا بودند که دختر با دیدن آب دهن پسر معلول که از دهنش جاری میشد ، صورتش رو در هم پیچید و با عصبانیت کیفش رو برداشت و پسر هم به دنبال دختر غذایش را نیمه تمام گذاشت و پا شدند و به طرف مدیر رستوران رفتندو باهاش بحث کردند و با عصبانیت از اونجا خارج شدند.
دختر معلول که وضع رو اینچنین دید دستمالی را برداشت و دهان پسر را که انگار نامزدش بود تمیز کرد و خود غذا را دهن پسر میگذاشت. کم کم اهالی رستوران به این وضع عادت کردند و دوباره وضع به حالت قبلی بازگشت هر چند که چشم به اونا هم داشتند.
با خودم گفتم چرا این همه تفاوت؟! مگر گناه این دو جوان چه بود که هیچکس حتی خود من حریم خصوصی آن دو را محترم ندونستند و با نگاه هایشان به آن دو ، دل عاشقانیشان را لگد مال کردند.همین پسرا و دخترائی که در پارکهای جنگلی ادای روشنفکری در می آرند و به لب گرفتن و بوسیدن و نوازش دو نفر، نگاه هم نمی کنن حالا نگاهشان را زوم کردند به نحوه غذا خوردن دو معلول عاشق!! چرا لمس بدن و...دوست دختر و پسرا آن هم در تاکسی به چشم نمیاد اما یه رستوران رفتن معلول این همه زیر زره بین هستش؟
ازدواج بین دو معلول اگرچه میتونه آسون تر انجام بگیره اما دو طرف باید آنقدر ظرفیت داشته باشند که بتونن علاوه بر نقص جسمی نگاه ها و حرفای اطرافیانشون رو هم تحمل کنند و...
